گزارش کار لژیون به تاریخ شنبه #6 مهرماه سال 98

به نام قدرت مطلق الله جلسه را آغاز می کنیم . 
ابتدا سلام و احوالپرسی داشتیم و سوال شد که عزیزی اگر مشکلی داره بگه . 
در ادامه خانم نوشین به دو عزیزی که برای کار ورزی به لژیون آمده بودند خوش آمد گفتند و فرمودند که ان شاء الله به برکت ورود شما به لژیون بتوانیم برداشتهای خوبی را داشته باشیم . و برایشان آرزوکردن که لژیونهای پر باری را بزنند . و خدارا شکر کنید و سپاسگزاری کنید که همچنان در مسیر آموزش هستید چون خود لژیون داری و جایگاه کمک راهنمایی آموزش های خواست خودش را دارد و واقعا از یک جنبه و بعد دیگری به خودتان نگاه می کنید و این خیلی خوب هست خداروشکر .
طبق روال همیشگی شنبه ها هر عضو برداشت و پیامی که از تولد را دارد مطرح می کند . 
مشارکت ) تولد خوبی بود و پیامی که من دریافت کردم این بود که غر نزنم و گلایه و شکوه شکایت با مسافر نداشته باشم . 
سوال : آیا روشی برای غر نزدن داریم ؟ 
پاسخ :بله وادی نهم را عملی کنیم و نقطه تحمل خودمان را بالا ببریم .
مشارکت ) دریافت خودم از تولد تداعی شدن وادی سیزدهم بود که پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگریست .مثلا برای خود من در جایگاه کمک راهنمایی خدمت میکنم و شاید آخرین جایگاه باشه و مراتبی را طی کردم امیدی بود که اگر دارید به پایان راه نزدیک می شوید و بعد از چهارسال خدمت در لژیون می توان جوری دیگری هم بازی کرد می توانیم بزرگتر فکر کنیم که بتوانیم شعبه بزنیم کاری که جناب سهراب خراسانی به آن فکر کردند و ان شاء الله بتوانند عملی کنند . و اینکه چقدر خانوادهی خوب و گرمی بودند و زندگی چقدر آرامش داشت و شکل گرفته بود . و گرمی و آرامش کاملا موج می زد . و قابل رویت بود . 
و بعد از آن  در لژیون همیشه نکات مهم سخنان چهارشنبه جناب مهندس گفته می شود که متاسفانه چون اعضاء گوش نداده بودند و نت برداری نشده بود ، خانم نوشین هم نکات را نگفتند و موکول شد به جلسه شنبه . 
تکلیف امروز : سی دی امواج بازدارنده ذهن از جناب آقای امین 
سی دی شامل سه بخش بود . 
بعنوان اولین سوال : امواج بازدارنده زاجع به چه مسئله ای صحبت می کرد ؟
مشارکت ) راجع به انرژی ها ، حس های ورودی و خروجی بدن . که مثال آن را به یک استخر تشبیه کردند که هم ورودی دارد و هم خروجی . ورودیها همان حس هایی هست که دریافت می کنیم و خروجی ها هم واکنشهایی هست که ما نسبت به آن حس های دریافت شده انجام می دهیم . می تواند این ورودی ها و خروجی ها در بدن ما مثل یک استخر بزرگ باشه که آب لجن داشته باشد و حس هایی که ما می گیریم می توانیم هضم کنیم و واکنشهای خوب انجام بدهیم ،و در درون ما که وسیع هست در بدن ما مشکلی به وجود نیاورد . و فرمودند که انسانهایی هستند که از امرژی خودشان شرارت انجام می دهند و انرژی زیاد خودشان را در راه شرارت مصرف می کنند . 
خانم نوشین )تعریف انرژی را بگویید ؟
انرژی معادل نیرو هست و در جهان مادی همانند پول هست و وقتی انرژی را صرف می کنیم در واقع انگار داریم پول خرج می کنیم . 
خانم نوشین )خیلی عالیه پس باید انرژی جایی که هرز می رود مصرف نشود و با دقت آن را خرج کنیم مثل کجاها ؟
مثل غیبت کردن .
خانم نوشین ) پس انرژی دو دسته میشه انرژی منفی و انرژی مثبت و بر اساس این رد و بدل شدن انرژی ها در ما حس بوجود می آید و از دست دادن و یا به دست آوردن آن می تواند در ما احساس لذت را تولید کند . 
مثل سرسره بازی که مثال آن در سی دی آمده . 
خود سی دی سوالات زیادی را مطرح کرده و جواب داده ومن هم سوالاتی در آوردم که این سی دی را به روش پرسش و پاسخ کار می کنیم چون شنبه ها وقت کم تر هست . 
حالا مطرح می کنه که حس های ما به چه چیزهایی بستگی دارد ؟
به چیزی که ما جذب می کنیم و یا از دست می دهیم . حالا ببینیم کمیت و کیفیت انرژی چی هست . علامتی برای نت و یا آنت دادن در گوشی داریم که از کم به زیاد هست ، انرژی هم طیف دارد و جناب امین مثال رنگین کمان را می زنند برای طیف انرژی 
یعنی هم کم و زیاد دارد و هم رنگهای مختلف در واقع کیفیت انرژی رنگا رنگ بودن آن میشه و کمیت آن اندازه و کم و زیاد بودن آن هست . 
در ادامه توضیح می دهد که ما برای تزکیه و پالایش که لازمه ادامه حیات زندگی ماهست باید از انرژی های منفی درون عبور کنیم .. 
انرژی های منفی هستند . ما برای شناخت بهتر آنها باید مثلث جهالت را بهتر بشناسیم . چون اگر بخواهیم به دانایی و دانایی موثر برسیم باید از آنها عبور کنیم . مثل ناامیدی و ترس و منیت .
اولین حس ، حس ناامیدی زا تعریف می کنند . در ناامیدی کانالهای ورودی و خروجی مسدود میشه و این انسداد کانالها هم در میزان ناامیدی ما تاثیر دارد . و در بیماری اعتیاد این کانالها کاملا مسدود میشه .محبت و عشق و همه چیز هست اما بعلت مسدود بودن کانال ها دریافتی ندارند . درون همه ی ما خواسته هایی هست که اگر به خواسته ها پاسخ خوبی داده نشده دچار غم واندوه می شویم و وقتی غم و اندوه بر ما حاکم میشه چه اتفاقی می افتد خواسته های ما در بدنمان بلا تکلیف می مانند . در واقع همان عقده ها و گره های دورنمان و اتفاق بدی که می افتد نیروهای منفی و همان نفس اماره میآیند و آن وسط سوء استفاده می کنند . 
همه ی این ناامیدی و ترس و منیت مثل یک درخت هستند که شاخه شاخه می شوند . 
مثلا دروغ شاخه ترس هست و از آن انشعاب میشه . تنفر شاخه منیت هست ، دزدی شاخه ترس هست . 
خاصیت طبیعت این هست که وقتی میبنه مادر فازی قرار گرفتیم که میخواهیم به دانایی برسیم میاد و راه را سد می کند و ما را در یکی از این ضلعای مثلث قرار میده تا نتوانیم به دانایی برسیم . 
منیت چیکار میکنه؟ مثلا کاری میکنه که ما نیاییم و سر لژیون حاضر نشویم و آموزش نگیریم و در جهل خودمان باقی بمانیم .
حالا میاد میگه حس های ما مثل امواج می مانند . 
خشم مثل سونامی می ماند زمان کم داره ولی تخریب زیادی از خودش به جا میگذارد . کلا همهی حس های منفی ارتفاع زیادی دارند و دامنه ی کوتاه . مثال زلزله خیلی قابل درک هست صدم ثانیه همه چیز خراب میشه .استرس و اضطراب و ....همه و همه در موقع وقوع به سرعت انجام می شوند . پس اگر بخواهیم روی خودمان کار کنیم باید حواسمان به خودمان باشه و آنی و کمتر از آنی از خودمان غافل نشویم با ترسها مقابلهکنیم و در دل آن برویم . 
موجودی مثل انسان چگونه حس درش به وجود می آید ؟ تحت تاثیر چند نیروهایی قرار میگیره ؟ از چه جنسی هستند و چگونه عمل می کنند ؟و در بدن ما چه اتفاقی می افتد؟ که همه اینها حس ها و انرژی ها را کاملا توضیح دادیم . 
وفهمیدیم مهمترین عامل حرکت در انسان حس هست و حس معادل نیرو هست . 
مشارکت ) ما وقتی به شخصی مهربانی می کنیم به آندشخص حس آرامش و عشق دادیم و وقتی توهین می کنیم حس حقارت بهش دادیم . مثل پول که از دو راه  در میاد هم حلال و هم حرام ، انرژی هم مثبت و منفی دارد یا به زور می توانیم انرژی را از کسی بگیریم و انرژی های ناپایدار هستند .
خانم نوشین برای اینکه مطمئن بشم کمیت و کیفیت را متوجه شدید مثال آب استخر را مثال بزنید ؟
مشارکت ) زلالی آب میشه کیفیت آب و مقدار آن می شود کمیت 
خانم نوشین ) وقتی عمل پلیدی تکرار میشه نتیجه چی می شود ؟ 
مثلا من مرتب غیبت می کنم و ا تحت نفس اماره خودم قرار می گیرم ، ناراحت هم میشم میگم دیگه انجام نمی دهم ولی دوباره ناخود آگاه انجام میدم خب نتیجه ی این عمل برای من چه انرژی میشه ؟ حاصل کار چی میشه ؟
نتیجه این هست که قدرت تشخیص را از دست می دهم نفس اماره قدرت را به  دست می گیره  . 
مثلا می دونم اگه پشت سر بچه ام به پدرش بدی بگم بد میشه ولی انجام میدم ، می دان اگه فلان جا بروم بد میشه ولی دوباره انجام میدم چرا ؟ چون قدرت تشخیص آنی از من گزفته میشه .
حالا کنگره باعث شده که ما کمی آشنا بشویم و روی خودمان کار کنیم ولی افرادی که بیرون هستن از اینجا دیگه براشون عادی میشه کار بد و کم کم به آن عادت می کنند و عادی میشه و وجدان درد هم پیدا نمی کنند . 
در عوام هم زیاد این سوال را شنیدیم که ما که آنقدر خوبیم و همه چیز برامون مهم هست پرا با کوچکترین چیزی ناراحت می شویم و وجدان درد می گیریم ولی طرف اینهمه غیبت می کنه و کارهای بد میکنه عین خیالش نیست و تازه لذت هم میبره ؟
خب برای اینکه خانم زهرا به خوبی اشاره کرد که نفس اماره برامون آن را عادی جلوه میده و در لایه های زیرین قدرت تشخیص را از ما گرفته . 
نکته ی مهم بدی راجع به قوی شدن حس جناب امین گفتند ؟ 
مشارکت ) تزکیه و پالایش های مکرر انجام داده اند .
خانم نوشین ) بله افرادی هستند که متوجه می شوند که طرف دارن روغ میگه جناب مهندس هم در سی دی میگن که من از صورت شما متوجه می شم که پاک هستید یا نه ؟ هر چند که شما اعلام کنید رها هستید . 
پس به دلیل تزکی مکرر هست که انسان زلال و شفاف میشه به قدری که کوچکترین برگی و ناخالصی را نشان میده و ما می فهمییم و حاصل آن قوی شدن حس هست . به آن درجه می رسیم . 
فرمول دانایی موثر گفته شده . که در جزوه جهانبینی هست .
زلال بودن مهمه یکی از عواملی که به زلال بودن کمک می کند ، خالص کردن نیت ها ی ما هست . 
الاعمل و بالنیات ، یعنی خداوند میگه عمل شما را با نیت بررسی می کنم . 
من چند سال پیش خیلی دلم می خواست به مکه بروم و در همان ایام هم بود از تلویزیون پخش میشد که میگفتن لبیک الله ملبیک لبیک لا شریک لک لبیک .... لاصه من شروع کردم به گفتن این ذکر و از ته دل گفتم که خدایا من هم بابقیه به تو لبیک میگم و اعمالی را که تو گقتی را همه را لبیک میگم و خیلی جالبه که بعد از آن برای خرید و یا تو تاکسی که باشم 90 درصد به من میگن حاج خانوم .
دخترم می گفت مامان تو که آنقدر پیر نیستی که به تو میگن حاج خانوم بدت نمیاد . گفتم داستانی داره که شما نمی دانی .
و این امواج سزیع برمیگرده . 
گنجایش اسخر همان وادی نهم هست همان نقطه تحمل که باید ببریم بالا حالا ربطش چیه ؟ وقتی من خشمگین میشم و کینه و تنفر در من زیاد میشه و به وجود میاد چیکار باید بکنم مقابل خشم ؟
جناب امین میگن که خشم و ترس مثل کیک تر می مونه یعنی لایه لایه هست . یعنی چی ؟ یعنی اینکه هر جایی من خشم دارم باید بدانم که ترسی در من هستم . و در لایه های پنهانی هست . مثلا دخترم را دعوا می کنم که چرا دیر اومدی / کجا بودی ؟ وقتی اون توهین و اون سرزنش را می کنم ته تهش اون ترسه بوده که نکنه تصادف کرده / و اینا پس خشم و ترس همیشه همدیگر را ساپورت می کنن . 
حالا تنفر و خشم که به وجود میاد راه حل آن  واقعا چیه ؟ 
جناب امین راهکار دادن و همیشه بهترین راه کار را میدهند چرا ؟ چون روی خودشان کار می کنند /
به صورت آکادمی نمیگن که این کار را انجام بدهید . پوست شان کنده شده تا توانستن یه مراحلی را بروند و شسته رفته به ما میگن ؟
مشارکت) گفتند که محبیت کنید ؟ 
خانم نوشین ) نه گفتنند اولین کار این هست که ماهیت آن تنفر را بشناسیم .!! 
حالا یعنی چی ؟ مثلا من از جاری خودم متنفر هستم . ( البته من اصلا اینطوری نبودم وننیستم و همه جاری های خودم را دوست دارم کوچکترین بودم و همیشه به آنها احترام گذاشتم به طور مثال :
اگر قراره کاربردی کنم و روی خودم کار کنم باید بشینم و مشق کنم بنویسم که چی شده که من از این آدم متنفر هستم حسادته ؟ همه دوسش دارن باعث تنفر من شده ؟ یا اوانایی هایی داره که من نتوانستم آن توانایی ها رو کسب کنم ؟ این حال من رو بد میکنه ؟ ببینم جنس تنفر من از چیه ؟ و این می توانه کمک کنه مراحلی رابروم و به تنفرم و جنس آن نزدیکتر بشوم . 
پس اول بشناسیم ماهیت آن چیه ؟ 
بعد میگن که تنفر هم موج زیاد و تخریب زیادی داره و خشم را به دنبال داره حالا اگر من در اینجا بتوانم خشم حاصل از کینه رو جلوش را بگیرم می توانم تاحد زیادی آن را سرکوب کنم . 
خشم حتما این نیست که من بیام دادو بیداد کنم و توهین کنم ، بچه ها این یک بروز آن هست ولی جورهای دیگری هم داره خودخوری که مثل زودپز عمل میکنه تا یه جایی تحمل می کنم و در پوش داره معلوم نیست میشه یه کارهایی کرد ولی با کلام بد ریز ریز بخارات را میدم بیرون با لجبازی همان خشم پنهان مثلا دست بچه ی خودت را جلوی طرفیکه ازش متنفر هستی به زور میکشی که مثلا بوسش نکنه ، نره بازی کنه ، اینها همه یه جور خشم هست . 
مشارکت ) اگه نمی توانیم جنس و ماهیت رو پیدا کنیم چیکار کنیم ؟مثلا نه تحصیلاتش بیشتره ، نه چیزی برتری در آن پیدا نمی کنی ؟
خانم نوشین ) خب از خودمان خیلی دور هستیم . در تاریکی هیچ چیزی قابل رویت نیست . مگر اینکه روی خودم کار کنم و کم کم جای هر چیزی نماین بشه مثلا من قبلا در اتاق خوابم بودم و جای هر چچیزی را می دانم پس در تاریکی هم می توانم دست بکشم و بروم پیدا کنم . با اینکه آهسته حرکت میکنم دست می کشم و بالخره پیدا میشه باید برگردم به عقب مثلا شاید دوران بلوغم فشار اقتصادی داشتم . چیزی رو دوست داشتم داشته باشم مادرم نخریده حالا در کسی میبینم و ناخود آگاه دچار تکانه می شوم . یا خانواده ی بسته ای داشتم نمی گذاشتن من لاک بزنم و... حالا طرف به راحتی انجام میده و من دردم میگیره بالاخره ماهیت رو می تونم اگه بخواهم پیدا کنم . از همین جنسها هست و دور نیست . 
اگه ریشه حسادت هست بازهم آموزشهای کنگره کمک میکنه ، در کنگره یاد میگرم توان تغییر را در خودم ایجاد کنم اگه دوست دارم مثل اون باشم ، بدون اینکه فکر کنم دیگران قضاوتم میکنن خب همان طوری باشم . تلاش کنیم ، پیدا میشه 

خاصیت امواج منفی چیه ؟
یکی از خواصش این هست که زمان کوتاه ولی دامنه و ارتفاع زیاده ، اگر این رو بدانم خیلی به من کمک میکنه که بابا من تحمل می کنم یه لحظه هست و تموم میشه نگم اونی رو که از روی خشم میخوام بگم نکن کاری رو که می خوام از روی خشم بکنم . 
خب آقای امین در ادامه میگن که البته با دستور جلسه وادی اول هم همخونی داره .پس پایین این سی دی بنویسید که راجع به وادی اول هم در آن صحبت میشه و اگر استادبودیم به رهجو ها معرفی کنیم . 
میگه ذهن همیشه جولانگاه تفکرات ماهست حالا خاصیتی که ذهن ما داره چی هست ؟ این هست که می توانه مثل آدابتور عمل کنه یعنی تقویت کننده داره و می تونه خاصیت ذره بینی داشته باشه شاید اگر من به کسی حسادت می کنم من بخشی از آن را برای خودم بزرگ کردم و مثل بت کردم .
وقتی قسمتی را بزرگ کنم قسمتهای دیگه کوچیک میشه ؟ اولین کار این خاصیت ذره بینی این هست که تنفر و حسادت رو در من ایجاد میکنه . من مسافرم رو دوست دارم تا دیروز عاشقش بودم . کلی خرید کرد کلی به من رسید حالا من حرمت شکنی کردم وارد حریم آن شدم و تحت القاء منفی قرار گرتم و به گوشی موبایل سرک کشیدم و حرمت شکنی کردم حالا متنفر شدم وتصویر سازی ذهن کمکم کرده و ذهن این قدرت را داره که سریع تصویر سازی کنه و اگر من بتوانم جلوی تصویر سازی خودم را بگیرم کارهای دیگه رو هم می تونم که این خیلی مهم است . پس اولین گام بیام و جلوی تصویر سازی رو بگیرم چون این تصویر سازی وسعت داره و تا کجاها که می تونه پرواز کنه وقتی میاد اون را بزرگ میکنه من نقطه های خوب مسافرم را فراموش می کنم . خوبیها از یادم میره منفی ها بزرگ میشه پس ذهن انسان تقویت کننده ی قدرتمندی هست . هم تقویت کننده هست و هم تضیف کننده .
آدابتور چیز ضعیف رو میگیره و به یک چیز قوی تبدیل میکنه .

چه کسانی دچار حقه ی ذره بین می شوند ؟

جواب را بروید پیدا کنید و برای اینکار مجبور هستید دوباره سی دی رو گوش کنید .
سه شنبه کتاب 60 درجه برداشت محصول 

به امید اینکه ذره بین ها را ازدستمون بزاریم پایین . 
چون جناب مهندس هم می فرمایند اگر بخواهیم به انسان خوب و کاملی به دید عیب نگاه کنیم صدها عیب در آن پیدا می کنیم و اگر به انسان منفی به دید خوب نگاه کنیم می توانیم در او نکات مثبت پیدا کنیم . 
همه ی اعضا تک تک دعا کردند و آمین گفتیم . 
با عرض ادب و احترام  


[ دوشنبه 8 مهر 1398 ] [ 11:57 ق.ظ ] [ همسفر نوشین ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic