با تفکر ساختارها آغاز می شود و بدون تفکر آنچه که هست رو به زوال می رود .
این جلسه نهمین جلسه از دوره چهل و هشتم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره 60، ویژه همسفران نمایندگی شادآباد روزهای دوشنبه مورخ 97/07/09 با استادی همسفر نوشین ، نگهبانی همسفر آزاده و دبیری همسفر معصومه، با دستور جلسه «وادی اول و تاثیر آن روی من» رأس ساعت 15:30 آغاز به کار نمود.  

به نام قدرت مطلق الله

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان نوشین هستم یک همسفر

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

سپاسگزارم خداوندی را که اذنِ در مسیرِ کنگره بودن را برای من صادر کردند و بسیار خوشحالم که در جمع شما عزیزان هستم.

خیلی جالب است که روز اول وقتی متوجه شدم در مورد وادی اول برای استادی انتخاب شدم، این دستور جلسه به نظرم خیلی راحت آمد و فکر می‌کردم چون چندین سال است در کنگره هستم، آشنایی کامل به این وادی دارم و خیلی وسیع می‌توانم در مورد آن توضیح بدهم؛ اما ازآنجایی‌که همیشه امتحان‌های خداوند به‌موقع است؛ سه مسئله همزمان برای من پیش آمد و بسیار ذهن مرا مشغول کرد و همین سبب شد تا نیاز داشته باشم تمرکز زیادی کنم تا بتوانم امروز در مورد این وادی صحبت کنم.

اول می‌خواهیم بدانیم فکر چیست؟

فکر یکی از ویژگی‌های حائز اهمیت همه انسان‌هاست که خداوند در وجود ما به ودیعه گذاشته است و قدرت فکر و تفکر به‌قدری بالاست که هرچقدر جلوتر می‌رویم به قدرتش بیشتر پی می‌بریم. درواقع فکر کردن یک حرکت درونی است، از یک مجهول به یک معلوم یا از یک معلوم به معلوم دیگر که هر انسانی در ذهن خود آن را انجام می‌دهد و ذهن جولانگاه فکر است.

برای اینکه هر مسئله‌ای در ما نهادینه شود ابتدا باید به درک صحیحی از آن مطلب برسیم و برای رسیدن به درک صحیح از یک مطلب، فکرِ تنها کافی نیست و ما به آموزش و تجربه نیاز داریم. ما بدون آموزش و فکر کردنِ تنها، به نقطه مشخصی نمی‌رسیم!

افکار و تفکر باهم فرق دارند؛ امواج منفی همراه با افکار مانند راهزن‌ها وارد ذهن ما می‌شوند که باید آنها را دست‌کم نگیریم. تفکر باید با تصویرسازی همراه باشد؛ یعنی این یک پروسه است که ابتدا آموزش می‌گیریم و سپس در مورد آنها تفکر می‌کنیم و بعد تصویر در ذهن ما پدیدار می‌شود و پس‌ازآن ما قادر هستیم آن تصویر را خلق کنیم.

اول باید بدانیم ما چه چیزی می‌خواهیم که می‌شود مبدأ حرکت ما. کسی که توان تخیل و تصویرسازی خواسته خود را ندارد چطور می‌تواند آن را در جهان بیرون خلق کند! یک مثالی که به ذهن من رسید این بود که اگر ما شروع یک تفکر را مانند یک بذر در نظر بگیریم، این بذر با عوامل محیطی مثل آب، خاک و نور شروع به رشد کردن می‌کند. یک بذر در دو جهت شروع به جوانه زدن می‌کند؛ یکی می‌شود ریشه که در خاک و تاریکی فرو می‌رود و یکی به سمت بیرون از خاک هدایت می‌شود و به سمت روشنایی حرکت می‌کند!

اینجا می‌توانیم در نظر بگیریم که تفکر ما، همان بخش ریشه است که با تغذیه شدن از طریق آب، خاک، نور و املاح، آنها را به جوانه‌های بیرون خاک منتقل می‌کند و باعث رشد آنها می‌شود. بااینکه در تاریکی می‌ماند؛ اما سبب رشد هر گیاهی ریشه آن است؛ یعنی سبب رشد هر انسانی تفکر اوست!

از قدیم می‌گفتند یک کار خوب را با تمرین و تکرار ملکه ذهن خود کنید. تکرار افکار ما، باورهای ما می‌شود و وقتی یک تفکر تبدیل به باور شد شروع به کار می‌کند. نیروی تفکر یک نیروی پنهانی است که ما باید آن را بیابیم و از آن بهره بگیریم.

همه عزیزان می‌دانند که وادی به معنی سرزمین و توقفگاه است و ما که در وادی اول وقتی توقف می‌کنیم باید بدانیم نظم در این وادی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و اینکه سعی کنیم خودمان و توانایی خودمان را بشناسیم و رگه‌های ترک‌خورده وجودمان را که محل سکونت امواج و نیروهای منفی هستند را شناسایی کنیم تا بتوانیم آنها را از بین ببریم. خیلی از مسائل ما زنجیروار به هم متصل هستند که گاهی با یک کلید، تعداد زیادی از این زنجیرها باز می‌شوند و بار ما سبک‌تر می‌شود.

نیروی فکر دارای فرکانس و ارتعاشات خاصی است که اثر بسیار بالایی دارد که باید سعی کنیم فرکانس‌های خود را روی خوبی‌ها و ارزش‌ها تنظیم کنیم.

۳۳ درصد قرآن در مورد تفکر صحبت می‌کند و حدیثی از پیامبر مهربانی‌ها داریم که یک دقیقه تفکر از هفتادسال عبادت بالاتر است. وادی اول قانونی را به ما معرفی می‌کند که اگر درک کنیم و در راستای آن جلو برویم که ختم به خیر می‌شود ولی اگر نکنیم و باری به هر جهت باشیم (بی‌تفکری) و ناخودآگاه در جهت عکس حرکت کنیم زیر چرخ‌دنده‌های قانون‌شکنی هستی له می‌شویم.

اگر همین لحظه می‌خواهیم بدانیم چقدر از این قانون استفاده می‌کنیم و چقدر از قدرت تفکر استفاده می‌کنیم باید ببینیم چقدر اضطراب داریم، چقدر ناامید هستیم و چقدر خشمگین هستیم و ... و این یعنی به همان میزان از تفکر کردن به دور هستیم! در سی دی بازتاب و ساختار درون، استاد امین خیلی خوب در مورد این مسئله صحبت کردند که پیشنهاد می‌کنم حتماً دوباره و دوباره آنها را گوش کنید.

رنج‌های ما منشأ حرکت‌های ما هستند؛ پس از وجود آنها در زندگی‌مان ناراحت نباشیم و آنها را بپذیریم. سعی کنیم دیدگاه خود را تغییر دهیم و مرتفع کنیم؛ مانند حضرت زینب که وقتی از صحنه کربلا از ایشان پرسیدند؛ فرمودند من جز زیبایی چیزی ندیدم!

بابت وجود سه نیروی القاء، احیاء و تحرک خدا را شکر می‌کنم. امیدوارم بتوانیم منشأ پخش امواج خیر و مثبت در هستی باشیم.

ممنونم که به صحبت‌های من گوش کردید.

[ سه شنبه 10 مهر 1397 ] [ 08:27 ق.ظ ] [ همسفر نوشین ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic